یک عضو سازمان مجاهدین که سابقه ای طولانی در هتاکی به اعتقادات شیعی مردم مسلمان ایران دارد در تازه ترین اظهارات خود ولایت فقیه را شرک خواند و مدعی شد که دیدگاه های فقهی امام(ره) دچار تناقض است.
پایگاه اینترنتی جهان نیوز روز گذشته گزارش داد هاشم آغاجری طی سخنانی در منزل عبدالله نوری گفته است: ولایت مطلقه فقیه رذیله و شرک آشکار است و از آنجا که لفظ مطلق فقط و فقط برای خدا صدق می کند هرکس برای خود مطلقیت قائل شود خود را شریک خدا دانسته و این شرک آشکار است.
این اظهارات در حالی بیان شده که گوینده آن به وضوح قادر به درک مفهوم فقهی «اطلاق» در ولایت نبوده است، خصوصاً اینکه به فرموده امام(ره) این ولایت نهایتاً مقید به اصول معارف اسلامی است. وی ضمناً توضیح نداده است که با این وصف آیا ولایت ائمه و رسول خدا بر مومنین نیز-نعوذ بالله- شرک است؟!
آغاجری در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: «بنیانگذار انقلاب گفته ما مامور به وظیفه، هستیم نه نتیجه که این یعنی ما به نتیجه کاری نداریم و فقط وظیفه خود را انجام می دهیم. خواه این وظیفه درست و خواه، نادرست باشد». آغاجری البته چنان که شیوه سخن گفتن اوست به این مسئله اشاره ای نکرده است که امام(ره) کجا فرموده اند به وظیفه تان عمل کنید «خواه درست باشد خواه، نادرست»؟! و اساساً مفهوم «وظیفه نادرست» چیست؟!
وی در بخش دیگری از سخنان خود فراتر رفته و با متهم کردن همه فقهای شیعه به صدور احکام غیراخلاقی گفته است:«در حکومت ما از هیچ فقیهی حکمی پیرامون مسائل اخلاقی و کرامت انسانی ندیدیم و تمامی موارد در جهت خرد کردن انسانیت و سلطه پذیری بوده است».
در این جلسه افرادی چون انصاری راد، ابراهیمی، جماعتی، ابراهیم یزدی، عطریانفر، سعید لیلاز، اعظم طالقانی، مرتضی مبلغ و صفری و چند تن از اعضای نهضت آزادی حضور داشته اند اما سخنان آغاجری با هیچ اعتراض درخوری مواجه نشده است.
گفتنی است همین 3 روز پیش بود که دبیرکل سازمان در حالی که نمی توانست حضور غیرقابل انکار دشمنان اسلام و انقلاب در جبهه اصلاحات را نفی کند، ادعا کرده بود سازمان متبوع وی با آن عده از مدعیان اصلاحات که به اسلام و انقلاب و امام اهانت می کردند مخالف بوده و اعتراض داشته است! البته محمد سلامتی حتی به یک نمونه از اعتراض های مورد ادعای خود نیز اشاره نکرده و مثلاً توضیح نداده بود که مگر افرادی نظیرآغاجری عضو مرکزیت سازمان نیستند و مگر او چند سال قبل اسلام را افیون توده ها معرفی نکرده و دهها اهانت دیگر علیه امام و انقلاب روا نداشته بود؟ تا آنجا که در دادگاه بدوی به «ارتداد» محکوم شد.
اکنون باید از آقای سلامتی و سازمان متبوع وی پرسید، با وجود مواضع یاد شده چه اصراری دارید از پسوند «اسلام» و «انقلاب» در نام گروهک خود استفاده کنید؟! اگر اظهارات عضو مرکزیت سازمان مورد قبول سازمان نیست چرا علیه او موضع نگرفته و او را اخراج نمی کند؟ و اگر اظهارات آغاجری مورد قبول سازمان است، چرا ادعای اسلامی و انقلابی بودن دارد؟ بالاخره تکلیف این تناقض چه می شود؟!